|
خبر و نظر
|
||
|
وبلاگ خبری - نظری - تحلیلی در راستای آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی |

بسم الله الرحمن الرحيم
ملــــــــــت گـــــــــــــــرايــــى
«کلمهٴ ملت» يک اصطلاح قرآنى است و به کـرات در قــرآن مُنزل و در رابطه با موارد مختلف استعمال شده است، اما اين اصطلاح در همهٴ آيــات به معنـاى «دين، مسلک، عقيده، و روش» آمده است، مثل: وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (سورهٴ بقـــره- آيهٴ١٢٠): «هرگــز يهـــود و نصـــارا از شما راضــى نمى شوند، مگـر اينکـــه پيــرو دين و مسلک آنها بشوى». يا اين آيه: إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ (سورهٴ کهف - آيهٴ٢٠): «به تاکيد اگر آنها به شما دسترسى پيدا کنند، شما را رجم ونابود ميکنند، يا اينکه شما را به دين و عقيدهٴ خود بر ميگردانند». همچنين آيه اى ديگر: رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (سورهٴ يوسف - آيهٴ ٣٧): «ای خالقــم، همانا من دين و روش قومى را تــرک کردم که به الله ايمــان نمى آورند و منکر آخرت هستند». اما در چند دههٴ اخير و بيشتر براى قوم گـرايى و ترويج فرهنگ غـربى و خاصتا براى پيــدا کردن کلمهاى که مترادف کلمهٴ «نيشن- Nation» باشد، اين کلمهٴ قـــرآنى را بسيار تحريف کرده اند. و ما جهت روشنگرى مهمترین کاربردهاى امروزى اين اصطلا ح را عـرضه می کنيم.
اســـــاسنـــــامـــــهٴ سمـــــاء
فصل ١ ............................................ پايــــــه هاى تشکيـــــــــلات
فصل ٢ ............................................ شـــــــــــرايط عضــــــــويت
فصل ٣ ............................................ وظايـــــــــــف اعضــــــــــاء
فصل ۴ ............................................. حقـــــــــــوق اعضــــــــــاء
فصل ۵ ............................................. تخلفــــــات و تنبیهــــــــات
فصل ۶ ............................................. استعفـــــــاء و کنـاره گیری
فصل ٧ ............................................. نمــــــــــــــــاد سمــــــــــاء

مـــــرامنـــامـــــهٴ سمـــــاء
فصل ۵ ..................................... افکار و عقايد ســـماء دربارهٴ فـرهنگ و هنر
فصل ۶ .................................... افکـار و عقــــايد ســـماء دربارهٴ زن و مـــرد
فصل ٧ ..................................... افکار وعقايد سماء دربارهٴ دعوت و روش آن
فصل ٨ ...................................... اهـــــــداف اســـــاسى و اهــــــداف نهــــــايى

مـــــرامنـــامـــــهٴ سمـــــاء
فصل ١ .............................................. پايه هاى فکرى و عقيدتى
فصل ٢ ............................................. افکار و عقايد سيــــاسى
فصل ٣ ............................................. افکار و عقايد اقتصــادى
فصل ۴ ............................................. افکار و عقايد اجتمـاعى

ادامۀ
مقـــــدمۀ قـــــانون سمـــــاء
مصادر اجتهاد، اهداف اجتهاد، و وظيفهٴ مُوَحِّد آزاديخواه ..............................
اقـوام و جوامع ايران و قوانينى که بايد داشته باشند .................................
مــاهيــت ســـيــاســت و حــکـــومــت در ايـــران ..................................
رشــــــــــــــــــد طبيعى و رشـــــــــــــــــــد مُختل ..................................
نـظــــام عُـــرفى و حـــکومــت مـــردم ســــالاری ..................................
ريشه هاى عرف گرايى و مـردم سـالارى در اروپا ..................................
تاريخ متفاوت جـوامع اروپايى با جـوامـع اسلامى ..................................
نظام عرفـى و حـکـومت مــردمـسـالاری در ايـران ..................................
دشمنان نظـام عــرفى و حکـــومت مردمســـالارى ..................................
استبداد واستعمار و اصرار برعزل اسلام ومسلمین!! ..................................
پايه هاى: سياسـت، حکــومـت، اجتمـاع، اقـتصاد ..................................
دولت و نظام سيـاسى راهگشـا در ممـالک اسـلامى ........................
مــــراحــــل اســــــاســــى مبــــارزهٴ سـمــــــــــاء ...................................
مقـــــدمۀ قـــــانون سمـــــاء
اهـــــداء ............................................................. ۴
سـرآغــاز .........................................................۶ - ۵
مـقدمــه ...........................................................۴٢ - ٧
ماهيت و تناسـب و عدم تناسب اجتماعى قـوانين ................................
قانونها در نظـر و عمل و ضرورت الگــو سـازى ................................
قوانــــيــــن ســــازنـــده و مــــوانــــع اجــــــراء ................................
تضـاد و تـــوافق قوانين با فـــرهـنـگ اجــتماعى .................................
فــوائد و مضـار وجـود و عــدم وجــود قوانــيــن .................................
راه نـــــجــــــــات جـــــوامـــع بشــــــــــــــــــرى .................................
اجـــــــــتــــــــــــــهــــــــــــاد و ضـــــــرورت آن .................................

بسم الله الرحمن الرحیم
خطرناکترین دام استبدادی و عادلانه ترین موضع گیری
در رابطه با استبداد و تشیع: علـوی بودن یا طرفداری از علی و فرزندانش، که خاصتا در مقابل طرفداری از معـاویه و فرزندانش رواج داشته، و حالا سر از «تشیع صفوی» یا «تشیع ولایت فقیهی» در آورده، از اول چنین نبوده است، و حتی در مراحلی و از جمله بعد از شهـادت حسین بسیار افتخار آمیز بوده است، تا جایی که بزرگانی امثال ابوحنیفه و شافعی نیز به علویان نزدیکی داشته و در برابر امویان و عباسیان با آنها هم موضع بوده اند. این قضیه یعنی علوی بودن در دورۀ خودش تماما یک «اصطلاح سیاسی» بوده و به معنای «ترجیح علی» و بعــدا فرزندانش بر امویان و عباسیان در امر حکـومت و خلافت بوده و ربطی به مذهب و اجتهاد نداشته است. و در نتیجه خیلی ساده یک علوی (شیعه) در همان حال که طرفدار علی برای حکومت و خلافت بوده، «دوستدار ابوبکر و عمر» بوده و برای آنها احترام گذاشته است، و «شیعه یان زیدی»، که حالا هم وجود دارند، جزو این نوع از علویان و شیعه یان بوده اند. اما همین علوی و طرفدار علی بودن، بعد از تصاحب آن توسط ائمۀ شرک و استبداد و مادیت، به یک شیعه گری خرافی و شرک آمیز و بعدا به یک مذهب انتصابی و عصمت آفرین تبدیل گشت، و در «دورۀ صفویه» رسما دین مستقلی گردید! و همراه با لعنت و نفرین صحابه و خلفای راشدین از اسلام و مسلمین بکلی جدا شد، تا جایی که حتی احـــــادیثی جعل کردند مبنی بر اینکه: «شیعه کسی است که در هیچ چیزی مثل سایر مسلمین نباشد»، و بدین شیوه، همان علوی و طرفدار علی بودن، سرانجام دین مستبدین صفوی و در دورۀ ما دین نظام ولایت مطلقه و آخوندهای مستبد و فرقه باز شد، بنحوی که اکنون تشیع صفوی و شیعه گری ولایت فقیهی و جشنهای فرقه ای و عاشوراهای خونین تر از عاشورای حسین و جشنهای غدیری و مراسم عُمرکشان و امثال اینها دارای «اختلاف صد درصد» با آن علوی بودنی است که در صدر اسلام وجود داشت و «مدعی انحرافِ» بنی امیه و بنی عباس از «توحید و نظام اسلامی» مبنی بر بیعت و شوری بود.


بسم
الله الرحمن الرحیم
هفدهمین
سالگرد تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران مبارک باد
۵
تیر۱۳٨۷ (۲۱
جمادی الثانی ۱۴۲۹) هفدهمین
سالگرد تأسیس ســازمان مــوحدین آزادیخــواه ایران (سماء) را به مردم ایران، به
موحدین آزادیخواه، به احزاب و سازمانهای آزادیخواه و استقلال طلب، به شهدای راه
آزادی ایران، به زندانیان سیاسی، و به سرکوب شدگان و آوارگان دست استبداد ولایت
مطلقه تبریک و تهنیت می گوییم. به امید اینکه به زودی شاهد آزادی ایران و برکناری
نظام استبدادی ولایت مطلقه و فعالیت علنی در میان مردم خود باشیم و جهت اتحاد و
ترقی و شکوفایی ایران تلاش نماییم.
در
هفدهمین
سالگرد
تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران، مطالب زیر را تقدیم
موحدین و آزادیخواهان و استقلال طلبان و اقــوام و جــوامع مختلف ایران می داریم.
به امید اینکه مفیــد، روشنگر، و مؤثر واقع شوند.
۱-
قانون
بازنگری شدۀ سماء، شامل «مقدمه،
مرامنامه، و اساسنامه» و
با خط و برنامۀ جدید (متن).
۲- دو
نوار صوتی از رهبر سمـــاء زیر عنوان:
«خلقت و تقوی»
و «اسلام
حقیقی و اسلام عرفی».
۳- یک تبیین اساسی زیر عنوان: «خطرناکترین دام استبدادی وعادلانه ترین موضع گیری».
بردوام و پایدار باد خط توحید و آزادی و پیروز باد سازمان موحدین آزادیخواه ایران
الله
اکبـــر الله اکبـــر، ســـلام بـــر مـــوحدین
مـــرگ
بر استبـــداد، بـــر قـــراربـــاد آزادی
نه
سنتـــی نه هـــرزگی، اســـلام اجتهـــادی
الله
اکبــــــــــــــــــــــر الله اکبــــــــــــــــــــــر،
ســــــــــــــــــــــلام بر مــــــــــــــــــــــوحدين،
مــــــــــــــــــرگ
بر استبــــــــــــــــــداد، بــر قــــــــــــــــــــرار
بــــــــــــــــــــاد آزادى،
بــر
کنـــــــــــار بــاد نظــــــــــــام ولايـــــــــــــت مطلقـــــــــــهٴ
خمينــــــــــى،
شعلـــــــــه
ور بـاد قيـــــام استبــــــــــداد بر انداز مــــــــــردم
ايـــــران،
بر
قـــــــــــرار باد جمهــــــــــــورى متحـــــــــــدهٴ
مــــــــــردمى،
پيش
بســوى آزادى و مــردمسالارى و کثرت گرايــى
*************************
**********************
*****************
اسلام به عنوان یک راه و روش انتخابی در زندگی
البته باید توجه داشت بی توجهی طولانی نسبت به مشکلات اصلی وریشه ای باعث شده است که این مشکلات روز به روز بزرگتر و گسترده تر وقوی تر گردند.به گونه ای که با گسترده تر وقوی تر شدن مشکلات ریشه ای به تناسب وتبع آن مشکلات جانبی نیز بسیار بزرگتر وقوی تر گردند ونمودار این دو دسته مشکلات به صورت موازی با هم رشد کنند.تا به جایی برسدکه جامعه وفرد این مشکلات جانبی وفرعی را به عنوان مشکلات اصلی و ریشه ای در زندگی خود تلقی کنند و تمام افکار وعقاید خود وتلاش وکوشش خود را فقط برای حل این مشکلات و این امور جانبی وجزئی به کار گیرند و حتی تشخیص مرز بین جزء واصل ویا شاخه وریشه برای بیشتر افرا جامعه نا مقدور باشد.البته در این میان کسانی نیز هستند که با تعمق و تفکر وتوجهی خاص به حقایق زندگی در می یابند که چه مشکلات ریشه ای در زندگی ایشان سبب بروز چنین نا به سامانی ها و مشکلات جزئی وفرعی متعدد دیگر شده است وجامعه چنین به روزگار سیاه رکود و عقب ماندگی وفقر عام و... دچار شده است.
راشد عابدی
ظهور کویریات شریعتی: حاصل دورۀ اِنزواء و افسُردگی - گفتگوی سوسن شریعتی
على شريعتى: در گفت و گو با سوسن شريعتى
مجری: پروين بختيارنژاد - روزنامۀ شرق - چهارشنبه 31 خرداد 1385 - 21 ژوئن 2006 - سال سوم - شماره 789
•در دوره اى كه فعاليت هاى چريكى در جهان و نيز در كشور ما حرف اول را مى زد، چگونه بود كه شريعتى به آن جريان نپيوست و به فعاليت فرهنگى روى آورد؟
شريعتى در سال ،۱۳۴۳ پس از پنج سال اقامت در فرانسه به ايران برمى گردد. پنج سالى كه علاوه بر ادامه تحصيل، پنج سال تجربه فعاليت سياسى- گروهى نيز هست. شركت در اكسيون هاى سياسى جبهه ملى دوم (البته او هيچ وقت عضو جبهه ملى نبود)، همكارى با اتحاديه دانشجويان ايرانى در فرانسه و كنفدراسيون، قلم زدن در نشريات سياسى ضد رژيم(ايران آزاد- نامه پارسى) عمده ترين وجوه فعاليت او را در اين سال ها تشكيل مى دادند.
اسلام سیاسی
جای هیچ تردیدی نمی ماند که بنا به شهادت دهها و صدها آیات مستند و محکم قرآن، اسلام یک دین کاملا سیاسی است. کسانی که احکام صریح اجتماعی و سیاسی قرآن را نادیده میگیرند و بنا به ذائقه شخصی به احادیث محدثات راحت طلب متوسل میشوند، و سپس اجرای سیاست اسلامی را موکول به ظهور امام زمان میکنند، دچار تناقضی بس بزرگ میشوند. اولا، نمیگویند چرا دینی که بیش از نیمی از دستورات آن موکول به آخر زمان است، در همان زمان آخرت نازل نشد و خیال همه را از مناقشه نیاسود؟ دوماً، این طرز فکر نه تنها انکار انسان به مثابه یک موجود اجتماعی و آزاد و صاحب اختیار است، بلکه با انتقال کنش سیاسی از زمان حی و حاضر به زمان آخر، بازهم تصدیق می کند که دین اسلام، دین سیاسی است، اما سياست آن موكول به دليل است.
منبع : http://www.ahmadfaal.com/ احمد فعال

ظنّ تُهی از حقّ؛ و حقّ بدون آزادی!
به نص قرآن، ظن و گمان (ذهنیات و خیالات)، انسان ها را از «حق و حقیقت» بی نیاز نمی کنند، همانطور که حق و حقیقت (حق بودن)، انسان ها را از «آزادی» بی نیاز نمی سازند، و بدون آزادی، بشریت هرگـز به حق و حقیقت نخواهد رسید و از ظـن و گمان و خیالات (دروغ و خرافات) بیرون نخواهد آمد، چرا که حق و حقیقت از طریق آزادی اثبات میشود و از همین راه اکاذیب و خرافات و خیالات زائل و محو می گردند. اینست که بجز آزادی، راهی برای بیرون آمدن از ظنّ و گمان و حرکت بسوی حق و حقیقت وجود ندارد. و دلیل تداوم افکار و عقاید ظنیّ و خرافی و علت شیوع دروغ و حیله گری، ناشی از عدم وجود آزادی و حاکمیت نظامهای استبدادی و بقای فرهنگ راکد و بلاتغییر است. بهمین خاطر، رسالت توحیدی اسلام، صــرف نظر از میزان تحقــق آن، قبل از هر چیزی برای برقــراری آزادی و میسر نمودن بــلاغ مبین و بــت شکنـی (لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ) و همچنین جهت نابــودی و زوال وضع استبـــدادی و بــت پرستــانه (ويَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُــمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِـــمْ) نازل شده است. بنابراین، حق بودن و حقـانیت داشتن و روی حـق ایستادن، بـدون آزاد بـودن و آزادی داشتــن و در آزادی زیستن، به نتیجه ای نمیرسد و چیزی را نصیب بشریت نمی سازد، و آنگاه حق و حقیقت نیز تبدیل به ذهنیات میشود و مثل ظنیات و خیالات بلا اثر می گردد.
ســازمان مـُـوَحِّدین آزادیخــواه ایــران
بسم الله الرحمن الرحیم
جنگ قدرت یا جنگ سرقت؟! آیا نظام ولایت مطلقۀ آخوندی تبدیل به نظام ولایت مطلقۀ پاسداران میشود؟!
افشاگری مُستند عباس پالیزدار بعنوان دبیر هیئت تحقیق و تفحص قوۀ قضائیه در نظام ولایت مطلقه، علیه آخوندهای «درجه اول» نظام شرک و استبداد و مادیت ولایت مطلقه، در تاریخ سیاه و ننگین این نظام استبدادی – آخوندی امری بی سابقه است، و این افشاء گری، که صــاحب آن نیز بدان پرداخته است، به دنبال «یک دورۀ طولانی» از فساد و ثروت اندوزی و سرقت انبوه صورت گرفته است، و مثل اینکه بصورت خودمانی! و بدون بیرون دادن این مسائل به خارج از دایرۀ استبدادی، قابل حل نبوده است، و به اصطلاح آب به «استخوانشان» رسیده است. اما این قدم اول است، لکن بعد از این: اگر این افشاگری، آخــوندهای سارق و افشاء شده را به سازش و تسلیم بکشاند، این افشاگری سر از استنباط شخصی!! و سوء تفاهم!! و غیره در می آورد، اما اگر آخوندهای سارق و افشاء شده بخواهند مقابله به مثل نمایند و آنها نیز دست به افشاگری روی سارقان مقابل بزنند، بازار افشاگری بیشتر گرم خواهد شد و این امر می تواند عواقب مرگباری برای نظام ولایت مطلقه به بار آورد. البته ممکن است نظام ولایت مطلقۀ آخــوندی در پی پوست اندازی و حـذف و کنار زدن آخــوندهای ثـروتمند و پر نفـوذ باشد، که طبعا مزاحم خامنه ای بحساب می آیند، و در نتیجه نظام ولایت مطلقۀ خمینی – آخوندی، به نظام «ولایت مطلقۀ پاسداران» تبدیل شود. اینست که اکنون حذف رفسنجابی و کروبی آخوند و تحمیل احمدی نژاد پاسدار در نمایش انتخاباتی گذشتۀ ریاست جمهــوری بیشتر قابل فهــم می شود. اما با وجـــود این باید بیشتر صبر کرد، تا ماهیت جنگ قدرت و سرقت رؤسای نظام «شرک و استبداد و مادیت» روشن تر گردد. به امید اینکه ماهیت این نظام استبدادی و این نظام فاسد و مُتعفن و این نظام سارقان میلیاردی هرچه افشاء تر گردد و سرانجام زائل ومحو شود، و بجایش نظامی آزاد وسالم ومردمی قرار گیرد، که «جمهوری متحدۀ مردمی» بهترین شکل چنین نظام سیاسی برای ایران است.
ســازمان مـُـوَحِّدین آزادیخــواه ایــران
۶ جمادی الثانی ۱۴۲۹ - ۲۱ خرداد ۱۳۸۷
گزارش و تحليل رخداد جمعه 27 ارديبهشت بر مزار طالقاني
نهضت آزادي ايران: به نظر ميرسد كه شاخه امنيتي نيروهاي اقتدارگرا، با جلوگيري از برگزاري مراسم يادبود و نكوداشت بزرگان دين و سياست در ايران و افزايش فشار بر فعالان سياسي و اجتماعي، بيش از آنكه در فكر محدود ساختن آنان باشد در صدد رساندن اين پيام به فعالان جامعه مدني است كه آستانه تحمل حاكميت به پايين ترين سطح ممكن رسيده است و حاكمان هيچ گونه فعاليتي را از مخالفان و منتقدان بر نمي تابند.
برخوردهاي اهانتآميز با جمعي از فعالان باسابقه سياسي بر مزار آيت الله طالقاني نيز اعلام اين نكته است كه حاكمان براي اجراي سياستهاي امنيتي و سياسي خويش از شكستن هرگونه حريمي رويگردان نيستند و در سال گذشته بارها به روشهاي مختلف سعي كردهاند كه فعالان سياسي و اجتماعي را متوجه اين ظرايف كنند.
نهضت آزادي ايران

آیا مسلمین می توانند غیر سیاسی باشند؟!
جواب: ابدا نمی توانند؛ زیرا «اصـــول اســـلامیت» هنگامی معنا و واقعیت پیدا می کند که مسلمین در سیاست و ادارۀ اجتماع و بنای فرهنگ و برنامه های اقتصادی و.... دخالت و شرکت نمایند و سرنوشت سیاست و اقتصاد و اجتماع وفرهنگ را بدست گیرند. و این اصول اسلامیت از این قرار هستند: ایمان اسلامی، عمل اسلامی، منهج اسلامی، جامعۀ اسلامی، اقتصاد اسلامی، فرهنگ اسلامی، هنر اسلامی، ورزش اسلامی، علوم اسلامی، مملکت اسلامی، خانوادۀ اسلامی، ازدواج اسلامی، حلال و حرام اسلامی، روابط اسلامی، شغل و کار اسلامی، لباس و پوشش اسلامی، عدالت اسلامی، و خلاصه کل آیات قرآن و سنت و روش رسول الله تنها در سایۀ سیاست و حکومت و رهبری اسلامی و تحت سرپرستی حاکمان مسلمـان و منتخب متحقق و زمینۀ اجراء و عمل پیدا میکنند و به واقعیت مبدل می شوند و راهگشا و حلال مشکلات می گردند. بنابر اين، با توجه به اینکه «تمام ارکان حيات و زندگی یک انسان مسلمان» اعم از عرف و فرهنگ اش، رسوم و عادات اش، کسابت و اقتصاد اش، نحوۀ تشکيل خانواده اش، تربيت فرزندانش، تعليم و تحصيلاتش، قضاوت و حل اختلافاتش، اعياد و تفريحاتش، ماهيت خوراک و پوشاک اش، و خـلاصه کل زندگی اش، متاٴثر از دين اسـلام و ديانت اسـلامى است، ادعاى اينکـه مسلمین بايد غیر سیاسی باشند و از شـرکت درسياست مملکت داری وسياست اجتماعى وسياست اقتصادى وسياست فرهنگى وسياست آموزشى و سياست تربيتى وسياست قضايى وسياست بهداشتى و بطـور کلی سیاست داخلی و خارجی باید پرهیز نمایند، امری بسیار خنـده آور است، و جز «بـازی» با عقـول جوامع غفلت زده و «تمسخر» ارادۀ ملل زیر سلطه و استبداد زده و رقاصی برای خشنودى دول استعماری و نظامهای استبدادى چيز ديگرى بحساب نمی آيد.
ســــازمــان مـــــوحدين آزاديخــــواه ایــــران