تبليغاتX
خبر و نظر
وبلاگ خبری - نظری - تحلیلی در راستای آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی

آیاراه نجات وتکامل ورشددرایسم های موجوداست آیابرای اینکه بشرازرشدنایستدماباچیزی به نام حقیقت نسبی برخوردداریم؟!آیاجهان باشک پیوندخورده وحقیقتی وجودندارد؟اصلاراه نجات درکجاست؟تاکی بشربایدباتجربه بدنبال حقیقت باشدودراین راه بسیاری ازانسانهازبین بروندونابودگردندوبسوزندتامشخص گرددکه آن مسیرراه نجات نبوده است وسپس بعدازآن مسیرونگاهی دیگرعنوان شود؟! آیاروزی ماراه درست راخواهیم شناخت؟آیاهمان ایسم هایی که درشرایط زمان ومکان به وجودمی آیندیعنی درزمان خودش مفیداست وبرای آیندگان مضراست اگراینگونه است چگونه درهمان عصروزمان خودش هم نامفیدبودن خودرابه نمایش می گذاردوبرضدبشر بوده است همان گونه درکمونیسم دیدیم که حتی برای مردم زمان خودش هم رشدی نداشته وآنهارابه وادی مرگ ونابودی می کشاندپس نمی توان گفت حتی ایسم هابراساس زمانهامفیدهستندبلکه براساس زمانهااین امربرایشان مشخص می شودوپی می برندکه بایدراه دیگری بیان کنند؟ آیاراهی که رشدوتکامل برای بشرباشدوجودندارد؟ آیاایسم های موجودبهترین هستندوراهی بهترازآنهاوجودندارد؟.....

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:52  توسط یاسر منصوری  | 

بشر بريده از خود! و بريده از اصول انسانيت!!

بشر بريده از خود، بشرى است که از خالق، از طبيعت، از اجتماع، از دين، از اخــلاق، از خانواده، و خــلاصه از انسانيت و انسان بودن بريده، و تبديل به حيوان اقتصادى و حيوان جنسى و حيوان ماکياولى و حيوان درنده و جنگ افروز و حيوان غارتگر و اشغالگر و حيوانى شده که زادهٴ ميمون است و منشاء و تکليف و آخرتى ندارد و موجودى بريده و رها شده و تصادفى می باشد. اين موجود چون از هر چيزى و از همۀ مختصات و روابط انسانى تهى شده و از آن بريده است، با «هيچ چيزی» پيوند روحى وعاطفى ندارد، وهمه چيز نزد او خشک و بیروح است. بگذریم از اینکه چنين موجودى اصلا معتقد به وجود روح و معنا نيست و عشق نزد او افسانه است!، او مانند يک حيوان می خورد!، بدون اینکه خوراک را نعمت بداند!، بدون آنکه محل خوردن را به رسميت بشناسد!!، و بدون اينکه به کسى تعـارف نمايد!!!، همچنين او مثل يک حيوان شهوت رانى می کند، بدون اينکه محبت و عاطفه اى داشته باشد، و صرفا جنسيت خود را ارضاء می نماید!!، و براى او فرقى نمی کند که شهوترانى اش در خانه باشد يا در خيابان!!!، بدیهی است که مرگ چنين موجودى خيلى وحشتناک است، چرا که در غم چيزى نيست که آن را رها کند، جز اموال!، و کسى هم درغم او نيست که نابود می شود!!، اينست که بسيارى ازاين موجودات تهى شده و از خودبيگانه خودکشى میکنند!، و بعضیها نيز اموال ارثى شان را به سگها و گربه ها مى بخشند!! و بعدهم معمولا جسدشان سوزانده يا در گودالى انداخته میشود!!!، چرا که قبرشان هم فاسد و تهى از معناست!!، و براى کسى نه خاطره انگيز است و نه مزه و معنايى دارد. اين نوع انسان ها در همهٴ دنيا بوده و هستند و در طـول تاريخ هم وجود داشته اند، اما آنچه که «وحشتناک» است، فکـر و فـرهنگى است که چنين انسان هايى را به وجود می آورد و علنا مروج «بى معنا سازى» انسانها است!!، و اين فکر و فرهنگ، امـروزه در «ماديـت و ماکياوليـت غـربى» تجلى پيدا کرده است، فکر و فرهنگی که علنا و عملا مُنــادى براندازى انسان و بى معناسازى او شده است!!، تا جايی که حتى بشر غربى نیز از اين وضع مــادی و ماکیاولی و حیوانی به تنگ آمده، و در آن بلاد، «خودکشى» به يک پديدۀ رايج تبديل شده است!!!، اينست که بايد دعا کرد و گفت: خدايا مخلوقات خود را که ميتوانند در اَعلى عليين قرار گيرند، از اين «سرنوشت شوم» خارج فرما، خدايا فکر و فرهنگ مادى و ضد بشرى غرب را که حقا بشريت را به «حيوانيت» کشانده و فکر و فرهنگى انسان برانداز است، محو و نابود گردان.

سازمـــان مُـــوَحِّدین آزادیخـــواه ایــران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 1:47  توسط یاسر منصوری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

پرچـــم ایـــران و شعـــارهای سمـــاء

پرچم ایران دارای سه رنگ سبز (اسلامیت) و سفید (صلح و مسالمت) و سرخ (جهاد و دفاع) است. و شعاری که در پرچم ایران قید می گردد، بیانگر افکار وعقایدی است که جریانات و گرایشات فکری – سیاسی، متناسب با افکار و عقاید خود در آن درج می کنند.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران نیز که یک جریان فکری – سیاسی است و بر اساس تعالیم دین توحیدی اسلام و اصول آزادیخواهانۀ توحیدی حرکت می کند، شعائِر خاص خود را در آن گنجانده است، که عبارتند از «الله، آزادی، توحید، فداکاری». این شعارها مُبَیِّن ماهیت و هویت و اهداف سماء هستند و در قانون و اسناد سماء نیز به کرات و تفصیل آمده اند.

از دیدگاه سماء منشاء همه چیز و همۀ خلقت و همۀ قوانین الله رب العالمین است، و آزادی اولین نعمت الهی و اساس رشد و تکامل بشریت است. توحید نیز که هدف بعثت و رسالت انبیاء و همۀ راهرُوان راه انبیـاء است، نتیجۀ آزادی و رشد و تکامل انسانهاست. همچنین فداکاری، که قلۀ رشد و تکامل بشری و آخرین مرحلۀ توحید است، هـدف نهایی سماء است، هـدفی که در سایۀ آن بشریت می تواند دارای یک زنـدگی سالم و متعـاون و عادلانه باشد.

آزادى، تــــــــــــوحيــد، فــــــــــــداکــارى

همانطور که می بینیم اصطلاح «آزادی» در صدر مطلب و در اول این شعارهای اساسی قرار گرفته است، زیرا بدون «وجود آزادی»، انتخابی نمی توان داشت و کاری نمی توان انجام داد، و بدون آن همه چیز قفل و راکد و دنیای بشری عقیم و بی حرکت می ماند.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 3:55  توسط یاسر منصوری  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

عِـــــــــــــزّت و بُـــــــــــــزرگـــــــــــــواری

وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ (سورۀ منافقـون - آیۀ ۸): «عـزت وبزرگواری (برتری) از آن الله و رسـولش و مؤمنین به توحید و اسلامیت است». این آیه، مُبَیِّن عظمت، بزرگی، و برتری الله و رسول الله و پیروان دین الله است. و ثمرۀ مستقیم این آیه برای اهل ایمان و توحید، آزادگی، استقلال، و شجاعت و عدم امکان تن دادن به ذلت و زیر سلطگی و بردگی است. آری؛ اگر مسلمانان دارای «ماهیت توحیدی و قرآنی» بودند، هرگز تن به سلطۀ استعمار و استبداد نمی دادند و دچار فقر و غفلت و عقب ماندگی نمی شدند، وضعی که در تضاد کامل با روح توحید و عزت و آزادگی است.

مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً (سورۀ فاطر- آیۀ۱۰): «هر کس که طالب عزت و بزرگواری است، پس بداند که همۀ عزتها وبزرگیها از آن الله هستند». بله عزت و بزرگواری تنها در سایۀ توحید و اسلامیت بدست می آید، و هر کسی خارج از دایرۀ اسلام و مسلمین و امت اسلامی قرار گیرد، بداند که نه تنها چیزی بدست نمی آورد، بلکه «خَسِرة الدنیا و الآخرة» خواهد شد. و خروج از دایرۀ توحید و اسلامیت، چه بسوی شرک و خرافه پرستی باشد، و چه بسوی کفار و دشمنان اسلام و مسلمین، فرقی به حالشان نمی کند، زیرا بعد از حق و توحید جز گمراهی و بطالت چیزی وجود ندارد.

بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً (سورۀ نساء - آيۀ ۱۳۹): «منافقین و دو رویان را مطلع گردان به اینکه عذاب شدید و دردناکی در انتظار آنها است، همان منافقینی که بجای دوستی و پیوند با مسلمین، دنبال دوستی و پیوند با کفار هستند. آیا منافقین، که صرفا دم از اسلام میزنند و تنها از اسم اسلام برای پوشاندن کفر و بی دینی خود استفاده میکنند، می خواهند از طریق دوستی و پیوند با کفار به عزت و بزرگی برسند؟!! خیر چنین نیست، بلکه اکیدا همۀ عزت ها و بزرگی ها از آن الله رب العالمین است». بنابراین، بزرگی و سرفرازی تنها در سایۀ قرار گرفتن در خط توحید و اسلامیت و التزام به قوانین توحیدی و در پیوند با مسلمین و امت اسلامی حاصل شدنی است. چنین است راه و روش مسلمانی، نه آنطور که اهل نفاق بدان می پردازند، و بجای پیوند و اتحاد با مسلمین، راه همبستگی و اتحاد با کفار را در پیش میگیرند، و با پیروان اسلام و یاران اسلام و مسلمین عداوت میورزند. پس خوب است منافقین بدانند که عزت و بزرگی تنها با توسل به الله و آیات و قوانین او بدست می آید، نه از طریق توسل به کفار قسی القلب و مادی و ماکیاولی و غارتگر و استعمار گر و مُوَجِدان و حامیان نظامهای استبدادی، همان استعمارگران ماده پرست و غارتگری که عاملان اصلی جنگ و تخریب در سراسر جهان و صادر کنندگان اصلی سلاح و وسایل قتل و کشتار و مسبب فقر و عقب ماندگی و ناتوانی ملت ها شده اند.

 علاوه بر تأکید قرآن روی عزت و برتری الله و رسول و مؤمنان، قرآنِ عزت پرور به راهروان خط توحید و عزت و آزادگی چنین امر و آنها را چنین معرفی میکند: وَلاَ تَهِنُوا وَ لاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (سورۀ آل عمران - آيۀ ۱۳۹): «سست و ضعیف مشوید و غم و حسرت بخود راه ندهید، و شما برترین و افضلترین بشریت هستید، به شرطی که واقعا مؤمن و در خط توحید و اسلامیت باشید». اینست مسلمانی!، اینست مسیر توحید و عزت و آزادگی!، و اینست فرهنگ و ایمان اسلامی!، ایمان و فرهنگی که مایۀ استقلال و آزادی و نجات و پیروزی است. و این همان چیزی است که جوامع اسلامی آن را «گُم و فراموش» کرده اند، اما به حکم مسلمانی باید آن را بازیابند.

 

سازمـــان مُـــوَحِّدین آزادیخـــواه ایــران

۱۴ محـرم ۱۴۲۵ – ۱۵ اسفنــد ۱۳۸۲

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 3:13  توسط یاسر منصوری  | 

بیش از هشتاد سال است که در مملکتی مانند ترکیه، که بالغ بر نود درصد مردمان آن را مسلمانان تشکیل میدهند، اما دختران و خانم هائی که میخواهند با پوشش اسلامی به تحصیلات عالی خود ادامه دهند در یک دو راهه قرار دارند: یا محرومیت از تحصیل! و یا باید بدون پوشش اسلامی!! در دانشگاهها حضور یابند. اینست که تا مسلمین اینگونه صحنۀ سیاست واجتماع را رها کنند و نسبت بدان احساس مسئولیت ننمایند اساسی ترین حقوق ازآنها سلب میشود و در ترکیه نیز جیش همه کاره می گردد و حافظ لائیسیه و دمکراسی غربیان میشود؟! و این اوضاع با اشکال دیگر شامل همۀ جوامع و بلاد اسلامی می باشد. - حمیـــراء

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 23:10  توسط یاسر منصوری  | 

آیه ای از قرآن همراه با معنا وتوضیحات عالی اش

ودسته گلی زیبا تقدیم به دوستداران توحید و آزادی

 ***************

امـــر به مـــردم و فـــراموشی خـــود؟!

 

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (سورۀ بقرة - آيۀ ۴۴): «آیا مردم را به خیر و خوبی امر و دعوت می کنید ولی خودتان را فراموش می کنید؟! در حالیکه شما کتاب می خوانید و آگاه بر آیات و قوانین الله هستید! آیا تعقل نمی کنید و به عقل خود مراجعه نمی کنید تا بدانید که این کار چقدر زشت و ناپسند و غیر مؤثر است؟!». آری، اگــر کسی دیگــران را امر به کاری و دعوت به چیزی می کند، ولی خودش آن را انجام نمی دهد، از دو حال خارج نیست: یا خودش به خوبی و ضرورت این امر و این دعـوت ایمــان ندارد، اما دیگران را در آن می اندازد، که خــوب در آن صــورت، زشتــی چنین امـر و دعوتی بر همگان آشکار و عیان است. یا اینکه شخص داعی و آمر، به خوبی و ضرورت آنچه که بدان  امر و دعوت میکند ایمان دارد، اما خودش از انجام دادن و عمل بدان عاجز و ناتوان است، که البته هدف قرآن این بخش است، و با توجه به اینکه معمولا این عجز و ناتوانیها ناشی از خودخواهی و عدم تحمل سختی ها در راه تحقق آیات قرآن است و معمولا بدون عذر و بهانۀ موجه و شرعی هستند، در نتیجه محل سرزنش قرآن و وحی منزل قرار گرفته اند.

سازمان مُوَّحِدین آزادیخواه ایران


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 7:33  توسط یاسر منصوری  | 

 

 

توکــــــــل و مقاومــــــــت

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غـم مخــور *

* کلبـۀ احـزان شـود روزی گلستـان غــم مخــور

این دل غـم دیده حالش به شــود دل بـد مـکـن *

* وین سر شوریده باز آید به سامان غـــم مـخور

دور گردون  گــر دو روزی بـر مراد ما نـرفت *

* دائمـا یکسان نباشـد حـال دوران غــم مخـــــور

گــر بهــار عمـر بـاشـد بـاز بــر تخـت چـمــن *

* چتر گل سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مـخور

ای دل ار سـیــل فـنــا بنیـاد هـستــی بـر کـنـد *

* چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نیی از سرّ غیب *

* باشد انــــدر پرده بازی های پنهــان غم مخـور

در بیابان  گر بـه شوق کعبه خواهـی زد قـدم *

* سرزنش ها گر کند خــــار مغیــلان غـم مخـور

گرچه منزل بس خطر ناک است ومقصد بس بعید *

* هیچ راهی نیست که آن را نیست پایان غــم مخـور

حال مــــا در فـــرقت جانان و ابــــرام رقیـــب *

* جمله می داند خـــدای حال گــردان غـم مخـور

حافظا در کنج  فقـــــــر و خلـــوت شبهای تار *

* تا بود وردت دعــــا و درس قـــرآن غـم مـخور

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 9:38  توسط یاسر منصوری  | 

 

نقد «روش سیاسی سماء» و جواب مُستدَل آن

اصل نقد ایشان متوجه روش سیاسی سماء بدون آمادگی و قبل از «تکمیل مراحل تربیتی» است. در این نقد به وضوح مشاهده می شود که ایشان سیاست و کار سیاسی را به معنای «رایج و ناسالم» آن دریافت و استعمال کرده است، و علت اصلی این نقد نیز این «نوع فهم» از سیاست و کار سیاسی است، و بهمین خاطر هشدار داده است که نکند در سماء نیز «تربیت» فدای «سیاست» شود!!، اینست که باید یک «تصور مشترک» از اصطلاحات و مفاهیم داشت، تا بتوان به نتیجه و توافق رسید. از نظر سماء، سیاست و کار سیاسی «عین تربیت» و «بخشی از تربیت» است، و تربیت سیاسی «عالیترین تربیت» بحساب می آید. «تربیت فردی»، که بیشتر رواج دارد و درجوامع سنتی اکثرا همان مد نظر میباشد، بسیار ساده تر از تربیت سیاسی است و اهداف آن نیز محدود تر است و جهت «اداره و رهبری افراد» و برای مهار امیال نامشروع فردی بکار می آید، که به نوبۀ خود ضروری و بجا میباشد. اما «تربیت سیاسی» پیچیده تر بوده و دسترسی بدان نیز مشکلتر وحتی نیازمند لیاقت بیشتر است، چون اهدافش وسیعتر و جهت «اداره و رهبری اجتماع» است. و در تبیین «اسلام؛ و سیاست و حکومت» معنای سیاست چنین ارائه شده است: سياست يعنى تربيت و بيدارسازى و ادارهٴ اجتماع. پس تربيت مردم و بيــدارسازى و ادارهٴ جامعه، معناى اصلى و اسلامى سياست است. اما اصطلاح «سياست» در ادبيات معاصر عبارتست از علم و روش حکومتدارى و ادارهٴ اجتماع، که بدين وسيله، زندگى مردم و تنظيم امور مملکت و برنامه ريزى براى ابعاد داخلى و خارجى مُلک و مِلت ميسر میگردد. و اين برنامه ريزی ها ابعاد مختلف مدیریتی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، علمی، عسکرى، و غيره را در بر می گيرند. بنابر این، معناى معاصر سياست عبارتست از علم مملکت دارى و ادارهٴ اجتماع، در همهٴ ابعاد ادارى، اقتصادى، تعليم و تربيت، فرهنگى، قضايى، دفاعى، خانوادگى، و غيره ، که از معناى تاريخى و اسلامی آن بسيار نزديک است. آنچه که اختلاف واقعی بحساب می آید، اعتقاد و عدم اعتقاد به «تکمیل» مراحل تربیتی، اعم از شخصی یا سیاسی نیست، چرا که چنین چیزی امری بدیهی و مورد اتفاق همۀ بشریت در هر مکتب و منهجی و در طول تاریخ است، بلکه اختلاف واقعی در این مسئله پیش می آید که آیا در یک نظام استبدادیِ «فراگیر و تمامیت خواه» و به اصطلاح غربیان توتالیتر، که همۀ زمینه های مبارزه و حتی «کتابخوانی» از مردم سلب میشود چه باید کرد؟ اینست مسئلۀ اساسی. آیا باید تا حد تحمل شدن از طرف نظام استبدادی فراگیر «تنازل و عقب نیشنی» کرد (روش سازش وتنازل)، مثل نهضت آزادی و اخوان المسلمین، و دراین راستا باید همۀ موازین فکری - سیاسی را زیر پا نهاد و حتی برای شراکت در ادارۀ نظام استبدادی تلاش نمود؟ یا اینکه باید به مواضع فکری و سیاسی خود «ملتزم و پایبند» بود و از مواضع خود دفاع نمود؟ (روش التزام و ثبات قدم)، مثل موحدین آزادیخواه یا در جهان اسلام مثل حزب التحریر، که طبعا و خود بخود، تقابل و درگیری با نظام استبدادی حتمی خواهد شد، و به مرور اصل مسئله می گردد. و یا اینکه اصلا باید سلاح برداشت و با نظام استبدادی فراگیر به «جنگ مسلحانه» پرداخت؟ (روش مبارزۀ مسلحانه)، مثل سازمان مجاهدین خلق در ایران و سازمان القاعده در جهان اسلام، که خوب در آن صورت مسئله از تقابل فکری – سیاسی تجاوز میکند و باید یکی بر دیگری غلبه نماید (هر چند در این میدان نیز خاصتا در صورت توازن قوای طرفین مصالحه نیز می تواند واقع شود).

سازمان مُوَّحِدین آزادیخواه ایران

۵ رجب ۱۴۲۹۱۸ تیر ۱۳۸۷


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 7:43  توسط یاسر منصوری  | 

جنگ وجهادازدیدگاه اسلام

درحال حاضردرجهان اسلام سه نظریه ودیدگاه نسبت به جهادوجنگ بیان می گردد1- جنگیدن با غیرمسلمانان تاآنهارابه زورمسلمان کنندواگرهم نتوانندبابه زیرسلطه آوردن آنهاوگرفتن جزیه ازآنها 2- حالت تدافعی 3- جنگیدن برای دفاع ازمستضعفین

 

مسلمانان هیچگاه نگفته اندمابادیدگاه وروحیه کشورگشایی وظلم وستم به دیگران این کاررامی خواهیم انجام بدهیم ومعمولاکشورهای تحت سلطه آنهابرخلاف کشورهای غرب ازطیف یکسان حکومت داری برخورداربوده است وهیچ گاه جامعه وملت های دیگرکه ازجامعه آنهانبوده است رابه استثمارنکشیده انداین براحتی بامراجعه به تاریخ قابل اثبات است برعکس غرب که تاریخ ننگینی ازاین موضوع داردوبه جای اینکه درنقدگذشته خودبکوشدکه هنوزآن دیدگاههاونگرشهاهم باتزویروحیله گری درجهان اعمال می کنندنقدبرجهان اسلام می گیرندوچه خوش بودکه همانگونه که غربیان شرق شناسی ومستشرقان دارندماهم دراین زمینه انسانهایی داشتیم که درموردغرب بیان داشتند؟

منبع: وبلاگ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ....چرا ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 7:33  توسط یاسر منصوری  | 

یهودومسیحیت درمبارزه باخدا

پيش از آنكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورد لازم است جنگ جهاني بر پا و دو ثلث بشر نابود شود، و در مدت هفت سال يهود اسلحهاي جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاي دشمنان بني اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريباً هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاي عادي مي شود ! از دهانشان بيرون خواهد آمد. هنگامي كه مسيح حقيقي پا به عرصه وجود گذارد يهود آنقدر ثـروت ومال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد

 

اسراييلي در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غيريهودي، يك يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاي چنين شخصي جز مرگ چيز ديگري نيست و بايد او را كشت. اگر يهود نبود، بركت از روي زمين برداشته مي‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمي‌باريد. همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارد. نطفه‌اي كه از غيريهودي منعقد مي‌شود، نطفة اسب است. اجانب (غيريهوديان) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست, زيرا عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غير يهودي است، ‌زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولي نان دادن به اجنبي حرام است. هيچ قرابت و خويشي بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتي است؟ خانه‌هاي غيريهودي به منزلة طويله است. اجانب دشمن خدا و مثل خنزير قتلشان مباح است. اجانب براي خدمت كردن يهود, به صورت انسان خلق شده‌اند. 


يسوع مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بت پرداخت و هر مسيحي كه يهودي نشود بت‌پرست و دشمن خدا خواهد بود و از عدالت خارج است و انساني كه بر غيريهود كوچكترين ترحمي روا دارد، عادل نيست. غش و خدعه كردن با غير يهودي منع نشده است. سلام كردن بر كفار (غيريهوديان) اشكال ندارد, به شرط آنكه سراً او را مسخره كرده باشد.


 
چون يهود با عزت الهيه مساوي هستند، بنابراين تمام دنيا و هر چه در اوست ملك آنها مي‌باشد و حق دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدي از يهودي حرام است و از غيريهودي جايز مي‌باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاي دريا است و هر كس زودتر بر آن دست گذاشت او مالك است.


يهود مانند زن شوهردار است و همچنان كه زن در منزل به استراحت مي‌پردازد و شوهر، خرجي او را مي‌دهد, بي آن كه در كارهاي خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزي بدهند.

 

هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند, بايد حق را بجانب يهودي داد اگرچه بر باطل باشد. براي شما جايز است كه مأمورين گمرك را غش بنمائيد و براي او قسم دروغ بخوريد ...

 

غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت. حرام است غيريهودي را نجات بدهيد، حتي اگر در چاهي بيفتد, بايد فوراً سنگي بر در آن گذاشت

 

تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئي نيست. يهودي حق دارد، زنهاي غيرمؤمنه (زناني كه يهودي نباشند) را به غصب بربايد و زنا و لواط با غيريهودي عقاب و كيفري ندارد. براي يهودي مانعي ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود.

 

ملت برگزيده خداوند مائيم و لذا براي ما, حيوانات انسان ‌نمايي خلق كرده است, زيرا خدا مي‌دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكي حيوانات بي‌شعور و غيرناطقه مانند بهائم و ديگري حيوانات ناطقه و باشعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براي آنكه بتوانيم از همة آنها به اصطلاح سواري بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دختران زيبا و خوشگل خود را براي پادشاهان و وزرا و شخصيتهاي برجستة غير يهود, به تزويج درآوريم، تا بوسيلة آنها بر حكومتهاي جهان، تسلط داشته باشيم

 

منبع: وبلاگ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ....چرا ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 21:50  توسط یاسر منصوری  | 

 

چرامسلمانان عقب افتاده اند؟

این سئوال اساسی است که بسیاری ازدینداران رابه خودمشغول کرده است وموجب گشته که بسیاری رابه بی دینی بکشاندیاازدین فاصله بگیرندواگرهم اینگونه نگشته دست به ترجمه ای ازدین زده اندکه درواقع برخلاف نگاه دین بوده است تعاریف ونگاهیی ارائه گشته مثل تجربه نبوی که درواقع دین رابه عنوان چیزی بی اعتبارمعرفی گشته است که دیگرنشان ازآن وحیی خدایی وبدون دست خورده نیست که مادرگذشته ثابت کردیم که درواقع این نگاه دینی نیست ومتاسفانه دینی که درغرب باعنوان مسیحیت است وچون بیانی نداردوازتحریف بدورنیست برای ماندن خوددست به تقلامی زندومجبورگشته که تعاریفی ازدین خودارائه دهدباوجوداینکه بااصل کتاب های دینی آنهامتضاداست چندصباحی خودراحفظ کنندامااسلام به گونه ای دیگراست؟چرا؟

 

منبع: وبلاگ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ....چرا ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 21:38  توسط یاسر منصوری  | 

 


 

بسم الله الرحمن الرحيم

ملــــــــــت گـــــــــــــــرايــــى

«کلمهٴ ملت» يک اصطلاح قرآنى است و به کـرات در قــرآن مُنزل و در رابطه با موارد مختلف استعمال شده است، اما اين اصطلاح در همهٴ آيــات به معنـاى «دين، مسلک، عقيده، و روش» آمده است، مثل: وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (سورهٴ بقـــره- آيهٴ١٢٠): «هرگــز يهـــود و نصـــارا از شما راضــى نمى شوند، مگـر اينکـــه پيــرو دين و مسلک آنها بشوى». يا اين آيه: إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ (سورهٴ کهف - آيهٴ٢٠): «به تاکيد اگر آنها به شما دسترسى پيدا کنند، شما را رجم ونابود ميکنند، يا اينکه شما را به دين و عقيدهٴ خود بر ميگردانند». همچنين آيه اى ديگر: رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (سورهٴ يوسف - آيهٴ ٣٧):  «ای خالقــم، همانا من دين و روش قومى را تــرک کردم که به الله ايمــان نمى آورند و منکر آخرت هستند». اما در چند دههٴ اخير و بيشتر براى قوم گـرايى و ترويج فرهنگ غـربى و خاصتا براى پيــدا کردن کلمهاى که مترادف کلمهٴ «نيشن- Nation» باشد، اين کلمهٴ قـــرآنى را بسيار تحريف کرده اند. و ما جهت روشنگرى مهمترین کاربردهاى امروزى اين اصطلا ح را عـرضه می کنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:8  توسط یاسر منصوری  | 


اســـــاسنـــــامـــــهٴ سمـــــاء

فصل ١ ............................................ پايــــــه هاى تشکيـــــــــلات

فصل ٢ ............................................ شـــــــــــرايط عضــــــــويت

فصل ٣ ............................................ وظايـــــــــــف اعضــــــــــاء

فصل ۴ .......................................... حقـــــــــــوق اعضــــــــــاء

فصل ۵ ................................... تخلفــــــات و تنبیهــــــــات

فصل ۶ ................................... استعفـــــــاء و کنـاره گیری

فصل ٧ ............................................. نمــــــــــــــــاد سمــــــــــاء

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 8:23  توسط یاسر منصوری  | 

 
 
ادامۀ

مـــــرامنـــامـــــهٴ سمـــــاء

 فصل ۵ ..................................... افکار و عقايد ســـماء دربارهٴ فـرهنگ و هنر

 فصل ۶ .................................... افکـار و عقــــايد ســـماء دربارهٴ زن و مـــرد

 فصل ٧ ..................................... افکار وعقايد سماء دربارهٴ دعوت و روش آن

 فصل ٨ ...................................... اهـــــــداف اســـــاسى و اهــــــداف نهــــــايى


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 8:17  توسط یاسر منصوری  | 

 

مـــــرامنـــامـــــهٴ سمـــــاء

فصل ١ .............................................. پايه هاى فکرى و عقيدتى

 فصل ٢ ............................................. افکار و عقايد سيــــاسى

 فصل ٣ ............................................. افکار و عقايد اقتصــادى

 فصل ۴ ............................................. افکار و عقايد اجتمـاعى

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 8:10  توسط یاسر منصوری  | 


  ادامۀ

مقـــــدمۀ قـــــانون سمـــــاء


 

مصادر اجتهاد، اهداف اجتهاد، و وظيفهٴ مُوَحِّد آزاديخواه ..............................

اقـوام و جوامع ايران و قوانينى که بايد داشته باشند .................................

مــاهيــت ســـيــاســت و حــکـــومــت در ايـــران ..................................

رشــــــــــــــــــد طبيعى و رشـــــــــــــــــــد مُختل ..................................

نـظــــام عُـــرفى و حـــکومــت مـــردم ســــالاری ..................................

ريشه هاى عرف گرايى و مـردم سـالارى در اروپا ..................................

تاريخ متفاوت جـوامع اروپايى با جـوامـع اسلامى ..................................

نظام عرفـى و حـکـومت مــردمـسـالاری در ايـران ..................................

دشمنان نظـام عــرفى و حکـــومت مردمســـالارى ..................................

استبداد واستعمار و اصرار برعزل اسلام ومسلمین!! ..................................

پايه هاى: سياسـت، حکــومـت، اجتمـاع، اقـتصاد ..................................

دولت و نظام سيـاسى راهگشـا در ممـالک اسـلامى ........................

مــــراحــــل اســــــاســــى مبــــارزهٴ سـمــــــــــاء ...................................




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:48  توسط یاسر منصوری  | 

 


مقـــــدمۀ قـــــانون سمـــــاء 

اهـــــداء ............................................................. ۴   

سـرآغــاز .........................................................۶  - ۵   

مـقدمــه ...........................................................۴٢ - ٧

ماهيت و تناسـب و عدم تناسب اجتماعى قـوانين ................................

قانونها در نظـر و عمل و ضرورت الگــو سـازى ................................

قوانــــيــــن ســــازنـــده و مــــوانــــع اجــــــراء ................................

تضـاد و تـــوافق قوانين با فـــرهـنـگ اجــتماعى .................................

فــوائد و مضـار وجـود و عــدم وجــود قوانــيــن .................................

راه نـــــجــــــــات جـــــوامـــع بشــــــــــــــــــرى .................................

اجـــــــــتــــــــــــــهــــــــــــاد و ضـــــــرورت آن .................................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:41  توسط یاسر منصوری  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

خطرناکترین دام استبدادی و عادلانه ترین موضع گیری

در رابطه با استبداد و تشیع: علـوی بودن یا طرفداری از علی و فرزندانش، که خاصتا در مقابل طرفداری از معـاویه و فرزندانش رواج داشته، و حالا سر از «تشیع صفوی» یا «تشیع ولایت فقیهی» در آورده، از اول چنین نبوده است، و حتی در مراحلی و از جمله بعد از شهـادت حسین بسیار افتخار آمیز بوده است، تا جایی که بزرگانی امثال ابوحنیفه و شافعی نیز به علویان نزدیکی داشته و در برابر امویان و عباسیان با آنها هم موضع بوده اند. این قضیه یعنی علوی بودن در دورۀ خودش تماما یک «اصطلاح سیاسی» بوده و به معنای «ترجیح علی» و بعــدا فرزندانش بر امویان و عباسیان در امر حکـومت و خلافت بوده و ربطی به مذهب و اجتهاد نداشته است. و در نتیجه خیلی ساده یک علوی (شیعه) در همان حال که طرفدار علی برای حکومت و خلافت بوده، «دوستدار ابوبکر و عمر» بوده و برای آنها احترام گذاشته است، و «شیعه یان زیدی»، که حالا هم وجود دارند، جزو این نوع از علویان و شیعه یان بوده اند. اما همین علوی و طرفدار علی بودن، بعد از تصاحب آن توسط ائمۀ شرک و استبداد و مادیت، به یک شیعه گری خرافی و شرک آمیز و بعدا به یک مذهب انتصابی و عصمت آفرین تبدیل گشت، و در «دورۀ صفویه» رسما دین مستقلی گردید! و همراه با لعنت و نفرین صحابه و خلفای راشدین از اسلام و مسلمین بکلی جدا شد، تا جایی که حتی احـــــادیثی جعل کردند مبنی بر اینکه: «شیعه کسی است که در هیچ چیزی مثل سایر مسلمین نباشد»، و بدین شیوه، همان علوی و طرفدار علی بودن، سرانجام دین مستبدین صفوی و در دورۀ ما دین نظام ولایت مطلقه و آخوندهای مستبد و فرقه باز شد، بنحوی که اکنون تشیع صفوی و شیعه گری ولایت فقیهی و جشنهای فرقه ای و عاشوراهای خونین تر از عاشورای حسین و جشنهای غدیری و مراسم عُمرکشان و امثال اینها دارای «اختلاف صد درصد» با آن علوی بودنی است که در صدر اسلام وجود داشت و «مدعی انحرافِ» بنی امیه و بنی عباس از «توحید و نظام اسلامی» مبنی بر بیعت و شوری بود.

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:19  توسط یاسر منصوری  | 



بسم الله الرحمن الرحیم

هفدهمین سالگرد تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران مبارک باد

۵ تیر۱۳٨۷ (۲۱ جمادی الثانی ۱۴۲۹) هفدهمین سالگرد تأسیس ســازمان مــوحدین آزادیخــواه ایران (سماء) را به مردم ایران، به موحدین آزادیخواه، به احزاب و سازمانهای آزادیخواه و استقلال طلب، به شهدای راه آزادی ایران، به زندانیان سیاسی، و به سرکوب شدگان و آوارگان دست استبداد ولایت مطلقه تبریک و تهنیت می گوییم. به امید اینکه به زودی شاهد آزادی ایران و برکناری نظام استبدادی ولایت مطلقه و فعالیت علنی در میان مردم خود باشیم و جهت اتحاد و ترقی و شکوفایی ایران تلاش نماییم.

در هفدهمین سالگرد تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران، مطالب زیر را تقدیم موحدین و آزادیخواهان و استقلال طلبان و اقــوام و جــوامع مختلف ایران می داریم. به امید اینکه مفیــد، روشنگر، و مؤثر واقع شوند.

 

۱- قانون بازنگری شدۀ سماء، شامل «مقدمه، مرامنامه، و اساسنامه» و با خط و برنامۀ جدید (متن).

۲- دو نوار صوتی از رهبر سمـــاء زیر عنوان: «خلقت و تقوی» و «اسلام حقیقی و اسلام عرفی».

۳- یک تبیین اساسی زیر عنوان: «خطرناکترین دام استبدادی وعادلانه ترین موضع گیری».


بردوام و پایدار باد خط توحید و آزادی و پیروز باد سازمان موحدین آزادیخواه ایران


الله اکبـــر الله اکبـــر، ســـلام بـــر مـــوحدین

مـــرگ بر استبـــداد، بـــر قـــراربـــاد آزادی

نه سنتـــی نه هـــرزگی، اســـلام اجتهـــادی

 

الله اکبــــــــــــــــــــــر الله اکبــــــــــــــــــــــر، ســــــــــــــــــــــلام بر مــــــــــــــــــــــوحدين،

مــــــــــــــــــرگ بر استبــــــــــــــــــداد، بــر قــــــــــــــــــــرار بــــــــــــــــــــاد آزادى،

بــر کنـــــــــــار بــاد نظــــــــــــام ولايـــــــــــــت مطلقـــــــــــهٴ خمينــــــــــى،

شعلـــــــــه ور بـاد قيـــــام استبــــــــــداد بر انداز مــــــــــردم ايـــــران،

بر قـــــــــــرار باد جمهــــــــــــورى متحـــــــــــدهٴ مــــــــــردمى،

پيش بســوى آزادى و مــردمسالارى و کثرت گرايــى

*************************

**********************

*****************

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 19:40  توسط یاسر منصوری  |