تبليغاتX
خبر و نظر - آزادی روش مبــــــــــارزه و فعــــــــــالیت
وبلاگ خبری - نظری - تحلیلی در راستای آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی روش مبــــــــــارزه و فعــــــــــالیت

 (به مناسبت پانزدهمین سالگرد اعلام موجودیت سماء)

در یک نظام استبــدادیِ «خودپرست و تمامیت خواه» و به اصطلاح غربیان توتالیتر، که همۀ زمینه های مبارزه و حتی «کتاب خوانی» از مردم سلب می شود چه باید کرد؟ آیا باید تا حد «تحمل شدن» از طرف نظام استبدادی تنازل و عقب نشینی کرد (روش تنازل و سازش) و در این راستا همۀ مـوازین فکری، سیاسی، و اخلاقی را باید زیر پا نهاد و حتی برای شراکت در ادارۀ نظام استبدادی تلاش نمود؟ یا اینکه باید به مواضع فکری، سیاسی، و اخلاقی التزام و پایبندی نشان داد و روی آنها ثابت قدم بود (روش التزام و ثبات قدم) و از مواضع اعلام شدۀ خود دفاع نمود؟ روشی که خواه ناخواه منتهی به تقابل و درگیری با نظام استبدادی میشود. و یا نخیر اصلا علیه یک نظام استبدادی و سرکوبگر باید به «سلاح جنگی» متوسل شد و با انحصار طلبان مستبد و ظالم به «جنگ مسلحانه» پرداخت؟ روشی که مسئله را از تقابل فکری - سیاسی خارج می سازد و مسئله را به یک منازعۀ پر خسارت می کشاند. و در هر صورت: یا باید یکی بر دیگری غلبه نماید، و یا در سایۀ بوجود آمدن توازن، نزاع و مناقشۀ جنگی به «صلح و مصالحه» و اعتراف به وجود یکدیگر منتهی شود. البته همانطور که شاهدیم و تجربۀ بشری نیز روی آن شهادت می دهد، در موارد بسیاری، تعدد نیروها و توازن قوا و «تقسیم قدرت»، عامل اصلی «صلح و مصالحه» است، صلح و مصالحه ای که منجر به اعتراف به متقابل و زمینه ساز آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی می شود.

همانطور که معلوم است سماء (سازمان موحدین آزادیخواه ایران) مخالف روش «تنازل و سازشکاری» در میدان مبارزه و فعالیت است، اما وقتی که مدعی و معتقد به آزادی وجود احزاب و سازمانها و جماعات هستیم، باید به آزادی «روش مبارزه و فعالیت» آنها نیز احترام بگذاریم. این مسئله دربارۀ کسانی هم که روش «مبارزۀ مسلحانه» علیه نظام استبدادی را در پیش می گیرند صدق میکند، و طبعا آنها نیز حق دارند که بنابر فهم و توان خود، روش مبارزه و فعالیت را تعیین نمایند، و در این رابطه نمی شود بر آنها اعتراضی وارد کرد. همچنین در مورد روش سماء، که بر پایۀ «التزام و ثبات قدم» قرار دارد، وضع بهمین صورت است، یعنی معتقدین به روش التزام و ثبات قدم نیز حق دارند که با توجه به فهم و ماهیت خود، به کار مبارزاتی بپردازند، و بنابر طبیعت روش خود، که از «طرفی» منتهی به مقابله با نظام استبدادی میشود و جامعه را در راه آزادی و رشد و تحول قرار می دهد، و از «طرف دیگر» معاییر و ملاکهای فکری، سیاسی، و اخلاقی را محفوظ و زنده نگه می دارد، مبارزه و فعالیت نمایند. حال آیا غیر از اینست که جهت مبارزه و فعالیت، یا باید بر مبنای روش «التزام و ثبات قدم» حرکت نمود و ناچارا وارد مقابله و نزاع با نظام استبدادی گردید، و یا برای «امکان فعالیت» درمحیط استبدادی، به روش تنازل و سازشکاری پناه برد؟! طبعا در اتخاذ روش «مبارزۀ مسلحانه» علیه نظامهای استبدادی نیز مسئله بهمین صورت است، و در «آنجا» نیز نمی توان کسی را بخاطر توسل به جنگ و سلاح سرزنش نمود، که خوب آنهم «فهم و توان» خود را میخواهد. بدیهی است که همۀ این «اختلافها و تفاوتها» از این واقعیت سر چشمه می گیرد که ممالک استبداد زده، مَحبَس و زندان اهل «فکر و سیاست» شده است، و در محیط استبدادی راه هر نوع «فعالیت و مبارزه ای»، اعم از فکری، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...... توسط مستبدین سرکوبگر بسته شده، و هر حرکتی درنطفه خفه می شود. و نظام استبدادیِ ولایت مطلقه در ایران یکی از نظامهای استبدادی است که دقیقـا چنین عمل می کند و حاضر نیست «موجودیت» هیچ کسی و هیچ جریان مستقل و آزادیخواهی را به رسمیت بشناسد. اینست که در سایۀ استبداد سرکوبگر و نیز با توجه به «سلطۀ استعماری» بر ممالک جهان، اتخاذ روش مبارزه و فعالیت «سخت و دشوار» می باشد، و از این جهت، بجای اینکه روش مبارزه و فعالیت روی «ایمان و اعتقاد» استوار شود،  اکثرا بر مبنای «جبر و ناچاری» معین می گردد. اینست که باید اصل را بر «ماهیت ها و تکیه به اصول» قرار داد، نه به «نوع روشی» که معمولا بر اساس جبر و ناچاری اتخاذ می شود. آری، در وضعیت استبدادی - استعماری، هر فرد و جریان و جماعتی، بنابر «ماهیت و توان خود» روشی را اتخاذ می کند، و خوب است در این بازار سلطه و سرکوب، جهات و جریاناتِ «مختلف» یکدیگر را مد نظر قرار دهند.

اما ممکـن است گفته شود که روش التـزام و ثبات قـدم (که روش مبـارزۀ سمـاء است) چه اشکـال و نـواقصی دارد؟! روشی که نه ریاکـارانه و سازشکـارانه است (یعنی نه با استبــداد می سازد، نه با استعمار غارتگر، و نه با شـرک و خرافه پرستی)، و نه مسلحانه و پر خسارت و مایۀ ویرانی و خونریزی می باشد؟! در این رابطه باید گفت: طبعا روش التزام و ثبات قدم نیز ضعف های خود را دارد، و مهمترین ضعف آن اینست که با توجه به سلطه و هیمنۀ استبـداد و استعمار بر جهان و ممالک مختلفه، در «داخل و خارج» با موانع استبـدادی – استعمـاری روبــروست، بدین معنا که نه در داخل و در محیط استبــدادی زمینۀ پیدا می کند (به دلیل صراحت و آزادیخواهی)، و نه از حمایت نیروهای خارجی و استعماری بهره مند می گردد (به دلیل اصالت و استقلال طلبی)، و در نتیجه میزان کار و فعالیتش وابسته به زمان و زمینه های «مناسب» می شود. ضعف دیگر روش التزام و ثبات قدم و حرکت بر«مبنای آن» اینست که چنین روشی، کار هر کسی نیست و نیازمند افراد صادق و ثابت قدم می باشد، که به دلیل عدم وجود نظام تربیتی مناسب، چنین کسانی زیاد یافت نمی شوند، و جهت توسیع دایرۀ افراد صادق و ثابت قدم، باید زمینۀ تربیت افراد فراهم گردد، و بدین صورت این روش در اینجا نیز دچار کمبود و مشکل می گردد. بدیهی است که روش التزام و ثبات قدم در مبارزات مسلحانه و جنگی نیز میتواند وجود داشته باشد، همانطور که روش مبارزاتی رســـول الله، چه در میدان فکر و سیاست، و چه در میدان جنگ و جهاد، چنین بوده است. اما روش مسلحانه و جنگی روی دیگری نیز دارد، و مثل کار و مبارزۀ فکری - سیاسی (در روش تنازل و سازش) میتواند از دَرِ معاملات و زد و بند با استبدادیان و استعمارگران در آید، کما اینکه تاریخ بشری مملو از «خیانتکاری» در میدان مبارزات مسلحانه و جنگی است، و طبعا حالا نیز آن را در جریانات مختلفی بوضوح مشاهده می کنیم. بگذریم از اینکه ذاتِ روش جنگی و مسلحانه (چه در روش التزام و ثبات قدم، و چه در روش تنازل و سازش) دارای ضعفهای زیادی می باشد، که یکی از این ضعفها «پر تلفات بودن» و خونریزیها و ویرانگریهای ناشی از آنست، و دیگری احتیاج آن به «امکانات زیاد» می باشد، که معمولا وابستگی آفرین می شود. البته در صورتی که مبارزۀ مسلحانه و جنگی بر پایۀ روش «التزام و ثبات قدم» بوجود آید، مشکلاتش بیشتر شده و در داخل و خارج بی زمینه میگردد، چرا که استبدادیان حاکم و استعمارگران علیه آن «موضع مشترک» پیدا می کنند، و به تبع آن، جهت نابودی چنین مبارزاتی وارد معامله و زد و بند میشوند. و در همینجاست که چنین مبارزه ای احتیاج شدیدی به حمایت مردم پیدا می کند، که در «ابعاد مختلف» به کمک آن بشتابد، مردمی که چندان تعلیم و تربیت ندیده اند و «آمادگی زیادی» برای مبارزات قاطع و سرنوشت ساز و خاصتا برای تحقق «اهــداف مبارزه»  ندارند. و از این جهت، در اینجا نیز کار مبــارزه (با تــوجه به عدم رشد اجتماعی و عدم وجود اهداف مترقی) می تواند کارش به تنازل وسازش با «افراد و اقشار ذی نفوذ» و اَعمال و اَهــداف نامشروع و شخصی آنها کشیده شود. علی ای حــال، بدون حضور مؤمنین و جهــاد و تلاش با «مال و جان»، روش التــزام و ثبات قدم (در هر روشی) به زحمت میسر و مؤثر واقع می شود. (بحث تــوحید و استقلال). لکن با وجــود همۀ اینها اگر مبارزۀ مسلحانه ای «مستقل از استعمار و استبداد» بتــواند شکل بگیرد و بصــورت وسیع و مؤثر حمایت مردم را جلب نماید، ممکن است کار بزرگی را انجام دهد، و حتی میتواند استبداد و استعمار را به زانو در آورد و آنها را برکنار و ساقط نماید، و بعد از آن در سایۀ «وضعی آزاد و مردمسالار» مرحلۀ تغییر و رشد و سازندگی آغاز شود.

البته باید دانست که در روشهــای «سازشکارانه» و «وابسته گرایانه» نیز (یعنی روش زد و بند و سازش با استبداد و استعمار) اشکالات اســاسی وجود دارد، که «بدترین آنها» اینست که تا به هدف میرسند (با توجه به تنازلات مداوم و سازش های مُستمر) تفاوتشان با «وضع موجود» بسیار کم و حتی در اکثر موارد جزو وضع موجود (استبدادی- استعماری- شرک آمیز) میگردند و با «اهداف اولیه» عمیقا فاصله پیدا می کنند و با مواضع «اعلام شده» بکلی بیگانه می گردند و چیزی از آنها باقی نمی ماند. و در چنین روشی معمولا رسیدن به قــدرت و حاکمیت و تصاحب مُقدرات و ثـروات مملکتی «اصل و اساس» می گردد، بدون توجه به این مسئله که قدرت و ثروت به «چه بهایی» بدست می آید!! و یا هنگام زمامداری و حکومت داری «چه کاری» میتوانند برای «ملک و ملت» انجام بدهند؟! و طبعا وقتی که کار مبارزین و استبداد ستیزان!! به چنین جاهای نامبارکی می رسد، مسئلۀ «تغییر و تحول مردم» و یا قضیۀ اساسی استقرار «آزادی و عدالت» بکلی منتفی می گردد، و در نتیجه بهتر است در چنین وضعی، کـار مبارزه «عقیم و بی نتیجه» اعــلام شود، چرا که مبــارزه سرانجامی نداشته و اهدافش ناکام و فراموش گشته است. و نمونۀ مشخص این ناکامی در ایران استبداد زده روی داد، زمانی که مبارزات «چند دهه ای» مردم ایران علیه نظام مستبد و خیانتکار پهلوی، بدست آخوندهای «ولایت فقیهی» عقیم و ناکام و حاصل قیام ضد استبدادی مردم ایران در سال ۱۳۵۷ توسط مستبدین ولایت مطلقه تصاحب گردید، و نظامی استبدادی تر و مصیبت بارتر از نظام خائن و ظالم پهلوی جانشین آن گشت. البته کم نیستند کسان و جریاناتی که همه چیزشان را «فدای سازش و معامله گری» با مستبدین و استعمارگران و خرافه بازان می کنند، اما در مقابل جز «ناکامی و رسوایی» چیزی نصیب شان نمی گردد. لکن در روش التزام و ثبات قدم، اگر رسیدن به هدف مشکل می باشد، اما «صداقت و مواضع اولیه» حفظ گردیده و اهداف اعلام شده پیگیری می شود. اما از همۀ اینها که بگذریم باید اعتراف کنیم که بشریت در راه رسیدن به «اهداف اولیۀ خویش» حتی الآن عقیم و ناکام مانده است، و متأسفانه هنوز هم «نِعمتهای زندگی»، اعم از آزادی بیان و انتخاب، امنیت و آرامش، خوراک و پوشاک، کار و مسکن، بهداشت و درمان و..... در انحصار عده ای سلطه گـر و اطرافیان و عُمال آنها (طبقات حاکمه) باقی مانده و تا حال «هیچ منهج و روشی» نتوانسته یا فرصت پیدا نکرده که جوامع بشری را بنحوی به اهداف اولیه و تاریخی خود برساند. همچنین اگر «اِهمال و شخصی گری» را روشی بحساب آوریم، بدیهی است که این روش نیز نه تنها «برای بشریت» نتیجه ای در بر نداشته است، بلکه این روش، که بحق می توان آن را «روشِ عجز و ناتوانی» نامید، مــوجب خــالی شدن میدان برای مستبدین و سلطه گران گشته است، روشی که نوعی تسلیم و سکــوت در مقابل ظلم سلطه گران و اِعلام یأس جهت رسیدن به اهداف اولیۀ بشری است، و در گوشۀ انزواء و شخصی گری، عقب ماندگی اجتماعی و مشاکل بشری را تعمیق بخشیده است. و از این جهت، این روش مُفلِسـانه! (که مورد رضایت و محل تشویق استبدادیان و استعمارگران است) به مثابۀ «دندان تیزکُـن» سلطه گران استبدادی - استعماری عمل کرده و مایۀ طولانی تر شدن راه نجات بشریت شده است.

و بالاخره اینکه: باید در نقد هر روشی از مبارزه و فعالیت، اوضاع را خوب سنجید و در ابعاد مختلف آن را مورد توجه قرار داد، چرا که در پشت «هر روشی»، ماهیت و محتوایی نهفته است، مبنا و میزانی قرار گرفته است، موقعیت و توانی مد نظر است، توقعات و قناعاتی وجود دارد، عذرهایی سر راه است و..... که همۀ آنها باعث می شوند روی اتخاذ یک روش مؤثر واقع شوند، و طبعا «مافوق اهداف و برنامه ها» نیز نه چیزی متحقق می گردد، و نه انتظار تحقق چیزی را باید داشته باشیم.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۷ ذو الحجه ۱۴۲۹ - ۱۵ آذر ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 5:6  توسط یاسر منصوری  |